تو از برابر من محو شدی ، غبار شدی

عکس ها و یادگاری هایت به چه دردم می خورد وقتی خودت را لای خروارها خاک باید جستجو کرد .. آنجا هم که نیستی .. 
تمام وجودم را جمع کردم تا دستان نوجوانت را برای لحظه ای بفشارم اما دیگر چه مفهومی داشت دستانی که دیگر سرد شده بود . حالا آرام بخواب ... اصلا به تو چه ربط دارد که در دنیای ما زنده ها چه می گذرد .. 

/ 3 نظر / 24 بازدید
یگانه

ای وای از غمی که از دل نمی ره. وای از حسرتی که همیشه می مونه

حمیدرضا

تعبیرت به راستی لایق بود و حتا تمام سبزه های دنیا و هر چه طراوت و بهارنارنج و بوی زیستن... اصلن به ما چه ربط دارد که در این دنیا چه می گذرد اصلن می دانی؟ به دنیا هم هیچ ربطی ندارد که بر ما چه می گذرد محسن این تلخی تسلایش نگه داشتن یک لحظه شیرین است... پس دریاب و بگذر

آرزو

بعد از این همه وقت که پیدایت شد... چه تلخ و سنگین... روزم سیاه شد برادر... [ناراحت] از بخت بد، مرگ هم ریحان می پسندد...