من اولین نفری هستم که همه چیز را فاش می کند

 

چشمهایت ترک خورده ، خوب نگاهشان کن

خون می پاشد انگار از محدوده ی این بادام سرخ 

از چه می خواهی اعتراف کنم 

گفتم :‌ سیگار از لای انگشتانم می افتد اما نام تو تازه زیر دندانم مزه کرده است . 

 

/ 7 نظر / 23 بازدید
یگانه

چقدر خوبه که دوباره وبلاگ می نویسی

نیست

سلام دوست جان به نظرم خط چهارم در کل نوشته ات کمی نامتجانس بود شاید بهتر بود کمی روی فضا سازی نوشته ات بیشتر کار می کردی اما دو خط اول را واقعا خوشم آمد می توانست شروع یک شعر یا طرح بسیار قوی باشد چون تصویر سازی اش خوب است خیلی خوب گرچه توی فضای کلی نوشته ات کمی پرت افتاده است . به هر حال خوشحال شدم از خواندت و از این که هستی ... دوست جان ...

ناتانائیل

سلام مدتي نبودم . به دلايلي كه نمي دونم چي ؟! ببخش! به زودي به خودم بر مي گردم... به زودي مي نويسم ... خودمو گم كرده بودم ! يكي پيدام كرد ! مرسي كه تو گمم نكردي ! راستي وسط يه عالمه دوست و آشنا و خيابون شلوغ تنهايي عجيب بد درديه ! حسش كردي تا حالا ؟

هربار خواندن نوشته هاتون یک جس جدیده کلا این اسم رو هم حیلی دوست دارم"با ما یگانه باش"....

یگانه

محسن قرار بود بیشتر بنویسی اینجا که.. دلم برای روزای پرشور وبلاگی تنگ شده

s.r

سلام خیلی وقت پیش این اشعار را چشیده بودم با دل و جان...ولی شاید پیامی نگذاشته بودم امشب اتفاقی گزارش نقد وبلاگ را خواندم...جالب بود...خصوصا توصیحتان درمورد سبکتون... دوست دارم زودتر دوباره اینجا قلمتان بچرخد و نقش بگذارد وجودتان پایدار