ای شرقی غمگین بازم خورشید در اومد

 

آسمان صاف شب ماه کامل را پیشکش می برد برای غربی ترین خاکی که شاهزاده وار آرامش را از این همه سیاهی می خواهد تا باز این چرخ بچرخد و بچرخد و روز از پی روز و شب از پی خورشیدی که جز اشعه های مضر برای ما چیزی ندارد ..

/ 12 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یگانه

وقتی به این فکر می کنم که زیر نور خورشید ایستادن هم ضرر داره و آدم رو بیمار می کنه، می بینم که دیگه چیزی برای از دست دادن نداریم

محمد

تو این زمانه دیگه کلمه ها نخ نما شدن... که دیگه هیچ کس واقعا حرفی برای گفتن نداره.

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

سالها بود که دیگه روی کلید سمت راست بالای صفه ( وبلاگی دیگر) کلید نکرده بودم... امروز این کار رو کردم و خوشحالم که هنوز اونقدر شانس دارم که یک عالمه متنهای قشنگ اینجا پیدا کردم... شاد باشی

یگانه

سلام! خوبی؟ تسلیت می گم واقعا. خدا رحمتش کنه و به شما صبر بده. ایشالا که دیگه از این اتفاقا نیفته. مرسی که بهم سر زدی[گل]

یگانه

سلام! خوبی؟ کجایی؟ بابا چرا اینقدر سوت و کور کردین فضای وبلاگ رو. حیف این دوستای مهربون نیست؟ بازم من که میام حالتو می پرسم....

ناتانائیل

نوروز را پر گل کن با نگاهت با لبخندت و با همه ی زیبایی های درونت مهرت را امیدت را ایمانت را به بهار هدیه کن بهاری که به گل روی تو می شکفد ! درود بر مهربانم برات بهترین ها رو آرزو می کنم [گل]